سؤال: 1 1 در 1 1 1 1 و قبيلگى چيست؟
جواب: بدون شك، انسان به هر سرزمين يا قبيله و نژادى تعلق داشته باشد، نسبت به آن عشق مىورزد، و اين پيوند علاقه او با سرزمين، قوم و نژادش نه تنها عيب نيست، كه عامل سازنده اى براى همكارى هاى اجتماعى او است، ولى اين امر، حساب و اندازه دارد، اگر از حدّ بگذرد، به صورت مخرب و گاه فاجعه آفرين درخواهد آمد، و منظور از تعصب نژادى و قبيلگى كه مورد نكوهش قرار مى گيرد همين «افراط» است.
«تعصب» و «عصبيت» در اصل، از ماده «عصب» به معنى پى هائى است كه مفاصل را به هم ارتباط مى دهد، سپس هر گونه ارتباط و به هم پيوستگى را تعصب و عصبيت ناميده اند، اما معمولاً اين لفظ در مفهوم افراطى و مذموم آن به كار مى رود.
دفاع افراطى از قوم و قبيله و نژاد و وطن، سرچشمه بسيارى از جنگ ها در طول تاريخ بوده است، و عاملى براى انتقال خرافات و زشتى ها ـ تحت عنوان آداب و سنن، قبيله و نژاد ـ به اقوام ديگر شده است.
اين، دفاع و طرفدارى افراطى گاه به جائى مى رسد كه بدترين افراد قبيله در نظر او زيبا، و بهترين افراد قبيله ديگر در نظر او زشت و شوم است، و همچنين آداب و سنت هاى زشت و زيبا.
و به تعبير ديگر، تعصب نژادى پرده اى است از خود خواهى و جهل كه بر روى افكار، درك و عقل انسان قرار مى گيرد، و قضاوت صحيح را از كار مى اندازد.
اين حالت عصبيت، در ميان بعضى اقوام صورت حادترى دارد، از جمله گروهى از عرب، كه به تعصب، معروف و مشهورند و در آيات فوق خوانديم، تعصب عربى جاهلى تا آن حدّ بود كه، اگر قرآن بر غير عرب نازل مى شد هرگز به آن ايمان نمى آوردند.
در روايات اسلامى نيز از موضوع تعصب، به عنوان يك اخلاق مذموم، شديداً نكوهش شده است، تا آنجا كه در حديثى از پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَل مِنْ عَصَبِيَّة بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ أَعْرَابِ الْجَاهِلِيَّةِ: «كسى كه در قلبش به اندازه دانه خردلى عصبيت باشد، خداوند روز قيامت او را با اعراب جاهليت محشور مى كند».
و در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الإِيمَانِ مِنْ عُنُقِهِ: «كسى كه تعصب به خرج دهد يا براى او تعصب داشته باشند، پيوند ايمان را از گردن خويش برداشته است».
از روايات اسلامى نيز استفاده مى شود كه: ابليس نخستين كسى بود كه تعصب به خرج داد.
على(عليه السلام) ـ چنان كه در «نهج البلاغه» آمده ـ بحث گويا، رسا و كوبنده اى در خطبه «قاصعه» در زمينه تعصب بيان فرموده است كه گوشه اى از آن را ذيلاً ملاحظه مى كنيد.
أَمَّا إِبْلِيسُ فَتَعَصَّبَ عَلَى آدَمَ لاِ َصْلِهِ وَ طَعَنَ عَلَيْهِ فِي خِلْقَتِهِ، فَقَالَ: أَنَا نَارِيٌّ وَ أَنْتَ طِينِيٌّ: «ابليس در برابر آدم به خاطر اصل و اساس خويش تعصب ورزيد، و آدم را مورد طعن قرار داد، و گفت: من از آتشم تو از خاك»!
سپس اضافه مى فرمايد: فَإِنْ كَانَ لا بُدَّ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكَارِمِ الْخِصَالِ وَ مَحَامِدِ الأَفْعَالِ وَ مَحَاسِنِ الأُمُورِ: «اگر قرار هست تعصبى داشته باشيد، اين تعصب شما به خاطر اخلاق پسنديده، افعال نيك و كارهاى خوب باشد».
ضمناً، از اين حديث به خوبى روشن مى شود كه: ايستادگى سرسختانه براى طرفدارى از يك واقعيت مطلوب، نه تنها تعصب مذموم نيست، بلكه مى تواند خلاء روحى انسان را در پيوندهاى نادرست جاهلى پر كند.
لذا، در حديثى از امام على بن الحسين(عليه السلام) مى خوانيم: از آن حضرت درباره «تعصب» سؤال كردند فرمود: الْعَصَبِيَّةُ الَّتِي يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْم آخَرِينَ، وَ لَيْسَ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُحِبُّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ، وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُعِينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ:
«تعصبى كه انسان به خاطر آن گناهكار مى شود اين است كه: اشرار قومش را بهتر از نيكان قوم ديگر بداند، اما اين كه انسان، قوم و قبيله خويش را دوست دارد عصبيت نيست، عصبيت آن است كه انسان قوم و قبيله خود را در ستمگرى يارى دهد».
تعبير ديگرى كه از عصبيت در آيات و روايات آمده، «حميت» يا «حميت جاهليت» است.
گرچه سخن در اين زمينه بسيار است گفتار خود را با دو حديث پايان مى دهيم.
امير مؤمنان على(عليه السلام) فرمود: اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتٍّ: العَرَبُ بِالْعَصَبِيَّةِ، وَ الدَّهاقِنَةُ بِالْكِبْرِ، وَ الأُمَراءُ بِالْجَوْرِ، وَ الْفُقَهاءُ بِالْحَسَدِ، وَ التُّجّارُ بِالْخِيانَةِ، وَ أَهْلُ الرُّسْتاقَ بِالْجَهْلِ:
«خداوند شش گروه را به خاطر شش صفت عذاب مى كند، «عرب» را به خاطر تعصبش، «كدخدايان» (و صاحبان زمين و ثروت) را به خاطر كبرشان، «زمامداران» را به خاطر ستمشان، «فقهاء» را به خاطر حسدشان، «تجّار» را به خاطر خيانتشان، و «روستائيان» را به خاطر جهل».
«پيامبر(صلى الله عليه وآله) همه روز از شش چيز به خدا پناه مى برد: از شك، شرك، حميت (تعصب)، غضب، ظلم و حسد» (كانَ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله عليه وآله) يَتَعَوَّذُ فِى كُلِّ يَوْم مِنْ سِتٍّ مِنَ الشَّكِّ وَ الشِّرْكِ وَ الْحَمِيَّةِ وَ الْغَضَبِ وَ الْبَغْىِ وَ الْحَسَدِ).(1)
1-تفسير نمونه، جلد 15، صفحه 379.
برچسب:
نویسنده: مهتاب حسینیپور